Ms.Smarty

عکس هدر

مدار پاییزی

هوای پاییز که باشد
آدم که هیچ، مدار هم عاشق می شود

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ، 21

فاطمیه

ای مهر مادری، یا #فاطمه_الزهرا
خیلی حق بر گردنمون داری ...

خاتون

پ.ن:

«زِ تو با تو راز گویم، به زبانِ بی‌زبانی
به تو از تو راه جویم، به نشانِ بی‌نشانی...»

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۲۶ ، 18

ندامت

در محکمه بودیم، باز هم رو در روی یکدیگر اما

اینبار از سر به زیری ات ندامت می بارید و دلجویی های آخرت اشکی می شد در چشمان من

حیف ‌و دو صد حیف که خواب بود ...

و حالا که مرگ فاصله ای است میان من و تو، آیا واقعا پشیمانی؟ و یا چون به بخشیدنت نیازمندم اینگونه در خواب هایم ظاهر می شوی؟

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۲۳ ، 16

بوسه های عاشقانه

« به خاطرِ زخم‌هایش
بیشتر دوستش دارم...

✍🏻 تاینها_لای
📕 زندگی پشت و رو »

.

.

پ.ن: چقدر شبیه بوسه های عاشقانه ی خداوند است به وقت صبر بر مصیبت ها ...

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۲۱ ، 22

شب

بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست
که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست

سیده تکتم حسینی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۲۱ ، 20

شعر

وَ...
اگر روزی
از تو در مورد
من پرسیدند، بی درنگ بگو
شعر را دوست داشت و مرا بسیار...

(؟_؟)

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۱۸ ، 21

عصر جمعه

عاشق‌ها به عصرِ جمعه مدیون‌اند
و گرنه کسی نمی‌دانست
شش روز مُردگی
یك روز زندگی هم می‌خواهد...

جلال حاجی‌زاده

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۱۸ ، 21

آخرین ها

ترافیک شب، هوای پاییزی و دکلمه ای ناشناس که زمزمه می کند:

«یک روز می رسد بی آنکه بدانید

آخرین آهنگ را گوش می دهید ..

آخرین تماس را می گیرید ..

آخرین لبخند را می زنید ..»

به آخرین های زندگی ام فکر می کنم: به آخرین دیدار، به آخرین آرزو ..

شاید از آخرین ها غم ببارد اما برایم نیمه ای دیگر خواهد داشت اگر آخرین دیدار دنیوی ام به لبخند رضایت تو (راضیة المرضیه) ختم شود

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۱۶ ، 20

جانا! پائیز است ...

با من از شعر بگو، از غزل؛

از همان هایی که میدانی جان و دل از من می رباید

جانا! پائیز است ...

خاتون

آهنگ دلنواز بنشین تماشایت کنم: دریافت

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۱۱ ، 18

احساس برخاسته

از جوهر قلم، رد خونِ دل بر

نامه ات غزل سرایی میکرد ..

اشکی که میچکد مهرموم و نشانی است از تو

جگری که میسوزد و

و در این گوشه ی دنیا

کاری جز دعا ز دستش بر نمی آید ..

ای احساس برخاسته از بمباران بیروت

مرا ببخش که کاری جز خداحافظی ز دستم بر نمی آید

خاتون

پ.ن: بیروت

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۰۸ ، 21

سنگر

ده سرباز
توی دستانت،
پشت سنگری که تنم بود
از چه می ترسیدند ؟!
که همدیگر را
اینطور سفت گرفته بودند

حمید جدیدی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۸/۰۶ ، 19

پناهگاه

گاهی آغوشی به وسعت یک نوزاد تو را به دنیا وصل میکند

و همین آغوش کوچک تو را در آرامش دنیای خود غرق ...

امروز هم از تاریکی دنیای خود به واسطه ی چشمانش فاصله گرفتم و درد جسم و روح را فراموش

آنگاه که خیره در چشمانت بی غل و غش میخندد ، تو نیز در برابر آرامش او مسئول می شوی و دردهایت را به فراموشی میسپاری..

خاتون

پ.ن: خدایا شکرت بابت فسقلی خوشمزه خونه امون

خاتون

نام: نام ما را به خطا بردی و خود میدانی

(برگرفته از شعر محمدحسن جمشیدی)

محل سکونت: ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود ..(نادر ابراهیمی)

شیراز ترین شهر جهان است نگاهت (زهرا میرزایی)

تحصیلات: این که یک روز مهندس برود در پی شعر (علی صفری)

فعالیت اجتماعی: تکه نانی دارم، خرده هوشی .. (سهراب سپهری)

خواندن بیشتر ..