خوش به حال آن مردی که در زندگیش
تو راه بروی
خوش به حال مردی که برایش
تو شیرینزبانی کنی
خوش به حال مردی که دستهای قشنگ تو
دگمههای پیرهنش را باز کند، ببندد
تا لبهات به نجوایی بخندد.
خوش به حال من...
عباس معروفی
خوش به حال آن مردی که در زندگیش
تو راه بروی
خوش به حال مردی که برایش
تو شیرینزبانی کنی
خوش به حال مردی که دستهای قشنگ تو
دگمههای پیرهنش را باز کند، ببندد
تا لبهات به نجوایی بخندد.
خوش به حال من...
عباس معروفی
بر تواضعهای دشمن،
تکیه کردن ابلهی است!
#مذاکره
وَ...
اگر روزی
از تو در مورد
من پرسیدند، بی درنگ بگو
شعر را دوست داشت و مرا بسیار...
(؟-؟)
اینجا جایی است که باید با ارزش هایتان گرداگرد هم بنشینید و به هنگام گپ و گفت به ارزش هایتان خیره شوید تا دریابید که هر کدام از کجا برخاسته اند، یکی زاده ی فرهنگ، یکی زاده ی اموزش، یکی زاده ی عرف، آن یکی زاده ی دل و آن یکی .. و گاها به خاطر می اورید که کدام یک را به خاطر دیگری قربانی کرده اید ..
انگاه که در میان جدال ارزش هایتان دست و پا میزنید، باید به چرایی آن چنگ بزنید تا در دریای کلافگی غرق نشوید
خاتون
(پ.ن. کتاب هنر آگاهانه زیستن با ارزش ها را بهتون توصیه میکنم)
الهی!استغفار خواستن
غفران توست ..
با خاطره گناه چه کنیم؟
&&&
الهی! در بسته نیست
ما دست و پا بسته ایم ..
&&&
الهی! تو پاک آفریده ای،
ما آلوده کرده ایم ...
علامه حسن زاده
کاش می شد از آن هایی که دنیا را ترک کرده اند می پرسیدیم :
آیا اندوه پایان گرفت ؟
در را
محكم نبند!
قلبى كه به دنبالت میدود،
بيشتر وقتها
چون كودكى،
با انگشتهاى خونين!
به من باز میگردد
عبدالمنعم عامر
این تیکه از کتاب ١٩٨۴ از جورج اورول رو به بهترین شکل ممکن منو توصیف میکنه:
"من کسی که دوستش داشتم را رها کردم، اتفاقا آدم ساختن و ادامه دادن هستم؛ اما اگر قرار باشد همیشه در حال تلاش کردن برای این باشم که بگویم" من وجود دارم" ترجیح میدهم فراموش شوم..!".