Ms.Smarty

عکس هدر

پدر دو عالم

از نیستان عالم که بریده شدیم و پا بر روی کره ی خاکی گذاشتیم، آه از نهادمان برآمد؛ اما رفته رفته فراموش کردیم که از کجا آمده ایم و آمدنمان بهر چه بوده است.

بشر در چاه ظلمت گرفتار آمده بود و جهالت از سر و رویش می‌بارید که اینگونه غزل های زنده را به گور روانه میکرد. از انسان، انسانیتی باقی نمانده بود.

آه ستم دیدگان و آنان که بویی از انسانیت برده بودند اثر کرد و خداوند در استجابت دعایشان محمد(ص) را آفرید.

خداوند این بار خاتم الانبیایش را فرستاد تا آیات غمزه را در گوش جانمان زمزمه کند و پیمان اَلست را به یادمان آورد « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ »*

و محمد(ص) آمد تا اصل خویش را بازجوئیم، همان اصلی که رخت جهالت را بر خود نمیپسندد و غزل های زنده را به گور نمی سپارد. او یتیم مکه بود اما امتی را #پدر شد و کام بیمار جهان را با آیین مهربانی اش شفا داد.

میان من و او چهارده قرن فاصله است و حالا که در مسجد النبی نشسته ام از همیشه دلتنگ ترم...

رخ دلدار را ندیده ام و اینگونه دل از کف داده ام، وای بر احوال آن روزی که یار را میدیدم.

ای پیام آور خوبی ها! آیات غمزه ات را باز بخوان که ما وحشت زده ایم و باز عهدمان را به فراموشی سپرده ایم. در این کره ی خاکی هنوز هم عده ای رخت جهالت خود را بر تن دیگران می‌دوزند و عده ای نیز به نام اسلام سر می برند؛ بسیاری در اینجا انسانیت خود را از یاد برده اند.

ای محمد مصطفی(ص)! کجاست آن فرزندت؟! تا در کام بیمارمان، مهربانی بریزد و از این غفلت مهلک بیدارمان کند با ندای « انا المهدی! »اش.

_________________

* و به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. (برخی مفسرین گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشأه ذرّ و عالم روح و گواهی آنها به نور تجرّد و شهود به توحید خدا و ربّانیت او در عوالم ملک و ملکوت.) (و ما این گواهی گرفتیم) که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم._ آیه 172سوره اعراف

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ، 12

خود سانسوری

فقدان چه کسی در وجودم رخنه کرده است که با هر نوای دلگیری به دنبال او می گردم؟ اویی که نمیدانم کیست و در کدامین قلمرو روح و جان منزل گزیده؟

دلتنگ کدامین نورم که با حضور نوازشگرش سایه ی تنهایی را از خانه ی دل بر می چیند و با در آغوش فشردن روح آدمی، تسلی جانم خواهد بود؟

خاتون

پ.ن: عرفان طهماسبی: دریافت

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ، 0

به چه خاطر؟

هل أتیت لأنی أنا؟
أم لأنک تائهُ ،و لا تعریف سوی عنوانی…

آیا آمدی به خاطر اینکه منم؟
یا بخاطر اینکه گم شدی و جز نشانی من نشانی نمیدانی...

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۲۵ ، 23

امام رضا

نیست در مذهب این سلسله هرگز، دستی
خالی از پنجره فولاد رضا (ع) برگردد..

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۱۴ ، 21

آرام؟

آرام؟ آرام برای چه باید گرفت؟ وقتی بمیریم، خود به خود آرام می گیریم! پیش از آنکه بمیریم که نباید بمیریم! محمود دولت آبادی
  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۱۱ ، 21

به آرامی و بی رحم

در مسیر عشق، هیچ تلاشی برای به دور نگه‌داشتن آن، هیچ تدبیری برای مصونیت از آن، نمی‌تواند ما را از این سرنوشت محتوم بازدارد!
چون مسافری که در میان تاریکی و خاموشی، بی‌اجازه و بی‌خبر از مقصد، وارد خانه‌ای می‌شود، گویی که این احساسات، همچون سایه‌ای بی‌پایان و زخم‌زده، در دل شب‌های خسته و بی‌امید، به آرامی و بی‌رحم، بر دل ما می‌نشینند.

رشید کاکاوند

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۰۹ ، 6

وسعت معنای انتظار

یک انتظار خیلی خیلی طولانی

رنگ همه چیز را عوض می‌کند ..


نادر ابراهیمی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۳/۰۶/۰۶ ، 7