Ms.Smarty

عکس هدر

زلزله

دیشب شیراز زلزله اومد ..

بهش گفتم: متوجه زلزله شدی؟

گفت: اره ..

بیدار شدم، ترسیدم، اشهد خوندم، خوابیدم :)))))

خاتون

پ.ن: باید زودتر به خودمون بیایم... کی میدونه که چقدر زنده است؟!

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۸ ، 14

با هم

"با هم عبور خواهیم کرد از دردها و بحران‌ها
با هم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم
با هم گذر خواهیم کرد از هر لحظه این زندگی غیرقابل پیش بینی"
به همین قشنگی..

تکه هایی از یک کل منسجم

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۷ ، 7

کاش

"لیتنی أستطیع أن أُحبنی
الأطفال فی قلبی
رَیثما تَنتهی الحروب!..."

کاش می‌توانستم کودکان را
در قلبم پنهان کنم
تا وقتی که جنگ‌ها تمام می‌شوند‌...

عربیات
#غزه

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۷ ، 3

اما کو ..

گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد، می‌رود خانه چای دم می‌کند، سیگاری زیر لب می‌گذارد، تکیه به بالشی می‌دهد و نرم نرم می‌خواند. خب، بدَک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی‌شود این کار را کرد.

آدم گاهی دلش می‌خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره‌اش می‌کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!

هوشنگ گلشیری

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۴ ، 19

انسان ظالم

آدمی آن زمان انسان است و می تواند از زنده بودن خود اطمینان یابد که به وقت جور ستمگران روحش آرام نگیرد حتی اگر خود درامان باشد.

حامیان ظلم از پدید آورندگان آن بی وجدان ترند!

خاتون

پ.ن: جرم نوزادان و کودکان غزه چیست؟!

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۲ ، 22

حافظ

برایم یک غزل از حافظ شیراز میخوانی ؟!
دلم تنگ است ، امشب یک دهن آواز میخوانی ؟!

پانته آ صفایی

.

.

.

قلم را آن زبان نبوَد که سر عشق گوید باز
ورایِ حدِّ تقریر است شرحِ آرزومندی ...

حافظ

***

خداوندا مرا آن دِه که آن بِه ...

حافظ

***

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد ...

حافظ

***

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم ...

حافظ

***

میانِ گریه می‌خندم، که چون شمع اندر این مجلس
زبانِ آتشینم هست، لیکن در نمی‌گیرد

حافظ

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۲۰ ، 21

بگذار در عین وحدت یکی باشیم

عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد. بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم. بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید. بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم، اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقاً واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل.

📕 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

✍🏻 نادر ابراهیمی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۹ ، 18

زندگی

و زندگی ما همچون لیوانی آب خنک، لیوانی نمناک خواهد بود که دستان آدمی تبدار آن را گرفته است می‌خواهد بنوشد و ناگهان لاجرعه سر می‌کشد با آنکه می‌داند باید صبر کند، اما قادر به دور کردن آن لیوان دل انگیز از لبانش نیست، زیرا که آب بی حد گواراست و بی حد از التهاب تب می‌سوزد.

📕 مائده های زمینی
✍🏻 آندره ژید

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۹ ، 5

نزار قبانی

اصلا همونکه نزار قبانی گفته :

اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه‌های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو ...

***

بیم آن دارم که زیاد

با تو سخن بگویم
مبادا خسته شوی ...
و بیم آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی ...

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۹ ، 4

گلچین فیلم

می‌دونی... من نمی‌گم که این دنیا بدجنسه، ولی مطمئناً حس شوخ‌طبعی زننده‌ای داره!

(2016 Passengers)

.

.

پ.ن: پیشنهاد میکنم با دقت معنای نهفته در جریان فیلم رو ببینید؛ سکانس ها و دیالوگ های جالبی داره...

کدوم بخش از فیلم برای شما فقط یه فیلم نبود؟

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ، 20

عشق است و بس

هر زمان که در محاصره غم ها به زانو درآمدم

خدا مرا خنداند ..

و اگر این عشق نیست پس چیست؟

خاتون

پ.ن: نمایشگاه

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۶ ، 20

زبان تلخ

به خدا واگذار کن هر زبان تلخ و ناحق را
و به همان خدا سوگند که بی جواب نخواهند ماند...

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۶ ، 20

زن معمولی

‌هریک از زنانی که
زمانی بی‌تفاوت
از کنارشان گذشته‌ای
تمام دنیای مَردی بوده‌اند...

همین زن که از اتوبوس پیاده شد
با چشم‌های معمولی
و کیفی معمولی‌تر
و تو معصومش پنداشتی
روزی ، جایی
کسی را آتش زده
با همان ساق‌های معمولی
و انگشت‌های کشیده ...

شک ندارم
مردی هست که هنوز
در جایی از جهان
منتظر است آن زن
خوشبختی را
در همان کیف چرم معمولی به خانه‌اش ببرد !

چارلز بوکوفسکی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۵ ، 17

احترام به عقاید

دلم می‌خواهد به همه عقاید احترام بگذارم؛ ولی احترام به بعضی از آنها توهین به شعور خودم محسوب میشود. پس در بهترین حالت تحملشان میکنم و هیچ نمیگویم.

آنتونی هاپکینز

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۴ ، 5

مگر چقدر وقت داریم؟

تو وقتی می بینی که من افسرده ام
نباید بگذری، سکوت کنی، یا فقط همدردی کنی!

بنا کننده ی شادی های من باش!
مگر چقدر وقت داریم؟

نادر ابراهیمی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۳ ، 19

مگر ره گم کند

مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب
فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا
کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی
نیاید فی المثل آری گرش افتد کلاه اینجا ...

شهریار

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۱۲ ، 18

وقتی آهنگ خونت کم میشه

‏«نحن قوم اذا أحببنا شخص
بادلناه الموسيقى و احزاننا!»

ما مردمی هستیم که اگر کسی را دوست بداریم،
با او موسیقی موردعلاقه و غم‌هایمان را به اشتراک می‌گذاریم.

(?_?)

یکی من

یکی تو ..

(آهنگای پیشنهادی)

من:

۱. عرفان طهماسبی دریافت آهنگ

خوانندگان وبلاگ:

۱. سیاوش قمیشی دریافت آهنگ

۲. همایون شجریان دریافت آهنگ

۳. شادمهر دریافت آهنگ

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۷ ، 7

تموم داستان

​​​​​​تموم داستان اینه که؛ کی میمونه.
نه اینکه کی قول داده!

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۷ ، 7

زنده بودن

این بخشی از زنده بودن است
⁣هر کدام از ما چیزی را از دست می‌دهیم که برایمان عزیز است.
فرصت‌های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم برشان گردانیم.
این بخشی از آن چیزی‌ست که به آن می‌گویند زنده بودن.

هاروکی موراکامی

پ.ن: اینگونه است که زنده بودن درد دارد ..

و یا چون زنده ام درد را حس میکنم؟

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۴ ، 21

همزبان

همزمان، انسان در مسیر عمر خود مگر چند بار می‌تواند به دوستانی بربخورد که از میان آن‌ها همزبانی بیابد؟

همزبانی که همدل باشد. و مگر دوستی از آن مایه که به رفاقت بی‌انجامد چند بار می‌تواند رخ بدهد و در چند مقطع عمر؟

📕 سلوک
✍🏻 محمود دولت آبادی

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۴ ، 21

دمی برای خود

حالا که می خواهم دمی برای خود زندگی کنم

نمی گذارندم، نمی گذارندم ...

خاتون

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۲ ، 16

عشق

عشق
راهی ست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از...
من فکر می کنم
فقط عشق می تواند پایان رنج ها باشد...

رسول یونان

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ ، 20

فرصت

شب موقع خروج از کارگاه
فقط به اندازۀ چند خرید
و غذا خوردن فرصت داریم
و باید خیلی زود بخوابیم
تا بتوانیم صبح بیدار شویم.
گاهی وقت‌ها از خودم می‌پرسم
من برای کار کردن زندگی می‌کنم
یا کار به من فرصت زندگی می‌دهد.

آگوتا کریستف

  • chat
  • person Ms.Smarty
  • schedule ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ ، 20