آمدم بنویسم که از چند هفته‌ی دیگر، گروهی از همکاران به ساختمانی که تو در آن هستی نقل‌مکان می‌کنند و من هم عضوی از آن ها هستم.

اما همان‌جا دست نگه داشتم. با خودم گفتم: خاتون، این خبر چه اهمیتی برای او دارد؟

چه معذب شود، و چه برایش تفاوتی نداشته باشد… خاتون خانم، آرام بگیر؛ این موضوع اصلاً به تو مربوط نیست.

او حتماً هوای خودش را دارد؛ دست‌کم امیدوارم که داشته باشد

خاتون