این دیالوگِ کلیشهای که “خجالت بکش خرسگنده! تو با این قد و قامت، برای یک سوسک و مارمولکِ فسقلی جیغ ریز میکشی؟!”، سالهاست دیگر روی من اثر ندارد.
هنوز هم که هنوز است، با هر سن و سالی، منتظرِ ظهورِ یک شوالیه هستم؛ چون صادقانه بگویم: من حریفِ این جانداران حتی ریز و کوچولو هم نیستم! همین دیشب، مواجهه با یک «بچه مارمولکِ» کنجکاو، چنان ضربانِ قلبم را به شماره انداخت که تنها پناهگاهم شد بلندایِ اُپنِ آشپزخانه؛ آنجا، مثلِ یک ستادِ فرماندهیِ وحشتزده، مسیرِ گریزِ دشمن را با دقت رصد میکردم تا شوالیه برسد.
خلاصه که مادرجان، این نصیحتها رویِ من اثر ندارد؛ چون ترس، قد و قواره نمیشناسد! :)))
خاتون