شاید باورش سخت باشد؛ اما آدمی به ریزبینیِ من، یادش نمیآید در آن لحظات دقیقاً چه گفتی یا از چهها نام بردی. آنچه در ذهنم نقش بسته، جزبهجزِ «ذوقکردنت» است؛ ابهتِ نگاهت به هنگامِ بیان.
بیسبب نیست که شاعر میگوید:
«وقتی که نبینم رخش احوال توان گفت
این دم که درو مینگرم هیچ مپرسید»
خاتون