«آیا من از تو به ویژگیهایت رسیدهام، یا چون این ویژگیها را در تو دیدم، جذبت شدم؟»
و خب، اکنون بعد از ۸ ماه پاسخ برایم روشن شد؛ آقای خاص! تو اکثرِ آنچه را که میخواستم در خود داشتی. اما زیباییِ ماجرا در اینجاست که راه همچنان برای هردوی ما باز است؛ به این امید که کسی را بیابیم که حتی بیش از من برای تو، یا تو برای من، تبلورِ آن ویژگیهای خواستنی باشد.
خاتون
پ.ن: آنچه در روحِ تو مرا جذب میکرد:
معناگرایی، مهربانی، خوشقلبی، منطقی بودن، هوش علمی و هیجانی، شوخطبعی، اهل مطالعه بودن و «چرا گفتن»، تلاشگری و جنم داشتن، خداشناسی، امانتداری، همدلی و گوش فعال داشتن، ظرافت بیان و رفتار، تعادل منطق و احساس، امن بودن و امن بودن…
و خب، خیلی سخت است کسی را بیابی که اکثرِ معیارهای آدمی را داشته باشد (بهخصوص اینکه بتوانی در کنارش خود واقعی ات باشی بدون سانسور)، اما قسمت نباشد… مسلماً آدمی وقتی میبیند آنچه میخواهد در واقعیتِ جهان وجود دارد، توقعش بالاتر میرود.
آقای خاصِ دنیای خاتون!
از خداوند بهترین ها را برایت می خواهم و میخواهم کسی را بر سر راهت قرار دهد که از حضورش در دنیایت غرق آرامش شوی (خیر دنیا و سعادت آخرت) و تمام آنچه باشد که تو از همدم و همراه میخواهی؛ اقرار میکنم که از هرگونه شادمانی ات قلبم شاد می شود.
و در نهایت تو را به خداوند میسپارم که او می داند چگونه هوای بنده اش را داشته باشد خصوصا وقتی که او برای بنده ی دیگرش، عزیز است و محترم.