آقاجون!
وقتی وروجک تو خونه اتون بدو بدو میکرد وخوشحال بود یه گوشه ی نگاهم به مبل تک نفره بود؛
وقت اذون یادم به اون دستای زحمت کشیده ی رو به آسمون بلند شده ات می افتاد و راز و نیازت با خدا؛ همیشه اسم من و آجی رو اول از همه ی عزیزات می آوردی و دعامون می کردی (خدایا براشون نور بارون کن) و ..
آقاجون!
یادته قبل از اینکه کار به بیمارستان بکشه، تو خلوت نوه و پدربزرگی نصیحتم می کردی (میدونم داری میبینی که دل نگرونی هات دارن رخ میدن...) و من دردودل؟
آقاجون یادته گفتم: تو فکرش نرو اقاجون، کار خوبه که خدا درستش کنه ..
وقتی چند شب پیش تو خوابم اومدی و دیدم تو اون عالم هم دلت به فکرم هست و پیش آبرومندان عالم برام رو میزنی،
حقیقتا دلم گرم شد آقاجون...
آقاجون!
برام دعا کن، مثل همیشه .. و بازم بهم سر بزن.
روحت شاد عزیز مهربونم و
عیدت مبارک🪻
خاتون