از همان ابتدا که آتش افروزان، اعتراض به حق مردم را با وحشی گری به اغتشاش تبدیل کردند، خون فرزندان وطنمان را به ناحق ریختند ..

و ...

جگرمان خون است برای هم وطنمان، برای پاره های تن ایران؛

از آن معترض که فقط اعتراض به گرانی داشت و لاغیر اما در سناریو اغتشاش گران گیر افتاد گرفته تا مدافعان مقتدر اما مظلوم امنیت سرزمین مادری ...

جگرم خون است برای لاله های وطن و نمی توانم ساده از کنار آن بگذرم...

در هر جای دنیا که بنگری اعتراض با وحشی گری فرق دارد و تحت هیچ شرایطی حق هیچ رفتار خشونت باری در هیچ اعتراضی ندارند خصوصا در برابر نیروهای امنیت کشور، اما نوبت به ایران که می رسد وطن فروشان برایشان فرقی ندارد که جنازه جنازه ی کدام قشر از مردم باشد: ملینا باشد یا آیدا، اسماعیل باشد یا سپهر، ابولفضل باشد یا .. اینان برای مقاصدشان جنازه ی مردم ایران را میخواهند همانند جنگ ۱۲ روزه!

و هر آنکس‌که در این ماجرا دست داشته باشد، آتش افروز است و دستش به خون یکایک لاله های وطن آغتشه ..

امنیت یک کشور شوخی نیست..

و اما

این روزها اخبار هر گوشه ای از کره ی خاکی را که رصد کنی، بوی بهبود ز اوضاع جهان نمی آید که نمی آید (و شاید دنیا باید همین باشد که هست؟! بی ثبات، بدون آسایش و آرامش و در رنجی مدام)..

این روز ها بیشتر به معنای این جمله می اندیشم که نیاز به یک منجی که عالم را سروسامان ببخشد عمیقا احساس می شود و اما سوال اصلی اینجاست که هر یک از ما چه نقشی داریم؟

خاتون