در دور دست ها به دنبال عشق نگردید که این #عزیز در همین حوالی است ..

* من این 12 ساعت کاری رو به شوق دیدنت پشت سر گذاشتم*
از ساعت 16 به بعد با طنین "دده" گفتن های تو که با چاشنی قربان صدقه های من پخش می شد، این ساعات کند و لاکپشتی کارهای معوق شده را گذراندم..
به راستی مگر می شود وقتی نیم وجب قد در آغوش مادربزرگش در خانه را بروی آدم باز می کند آن هم با لبخندی نمکین و ذوقی دلبرانه، عاشق نشد و خدا را برای داده و نداده اش شکر نکرد؟!
خدایا شکرت؛ خدایا شکرت برای داده و نداده ات ..
و اما عشق
به قول رسول یونان،
« عشق
راهی ست برای
بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از ...
من فکر می کنم
"فقط عشق"
می تواند پایان رنج ها باشد ...! »
خاتون
پ.ن:
استقبال گرم فسقلی خاله و مامان، آرامش چشمان خواهر، چای خوش آمد گویی سید و ..
باز هم «اوستا کریم چاکریم»