برای خواندن نوشته های نویسنده ی وبلاگ

به دسته بندی وبلاگ مراجعه کنید.

با تشکر از حضور شما ❣

***

در روزگاری که سایه‌یِ مرگ از هر سو نزدیک‌تر از همیشه به نظر می‌رسد، بر آن شدم تا سنگینی این نوشته‌هایِ منتشرنشده را که نامحسوس، پرونده‌یِ احساسم را بلاتکلیف نگه داشته‌اند، به سامان برسانم.
نوشتن برای من، راهِ نجات است؛ راهی برای اینکه گنجینه‌یِ پنهانِ قلب و اندیشه‌ام را در تاریکیِ سکوت، به بند نکشم و با آن‌ها روبرو شوم.

جایی امن‌تر از این وبلاگ برای این رهایی پیدا نکردم؛ شاید بگویی: «چرا وبلاگی دیگر، نه؟ چرا همان فضایی که شاید روزی گذرت به آن بیفتد؟»
من در اینجا، حقِ انتخاب را کاملاً به تو واگذار کرده‌ام؛ که بخواهی بخوانی یا نخواهی، و اینکه اصلاً بخواهی به وبلاگی که پرونده‌اش برایت بسته شده، سر بزنی یا نه. حقِ انتخاب، دیگر از من گذشته و به تو رسیده است. (تا قبل از این با عدم انتشار نوشته ها، حق انتخاب را از تو سلب کرده بودم؛ هرچند ناخواسته)

اما اگر روزگاری گذرت به اینجا افتاد، این را بدان که هدفِ من از انتشارِ این نوشته‌ها (نوشته هایی که نشان از آقای خاص دارد)، آشفته ساختن تو نیست و هیچ دلم نمی‌خواهد دغدغه‌ای به دغدغه‌هایت بیافزایم. خداوند گواه است که چقدر برایم اهمیت دارد آرامش تو را بر هم نزنم؛ چرا که احترامی که برای تو قائلم، شاید فراتر از آن باشد که تصورش برایت ممکن باشد.

هدفِ من، تصفیه‌یِ دنیایِ درون و رسیدن به آرامشِ خویش است. من با نوشتن، به خود کمک می‌کنم تا سبک‌بال‌تر پیش بروم؛ بی‌آنکه خودم را فریب دهم یا احساسی را انکار، سرکوب و یا حتی سانسور کنم.

این وبلاگ، فضایِ امنِ من برای عبور از این فصل است و حقِ انتخابِ برخورد با آن را به تو " آقای خاص" می‌سپارم. من در مسیرِ آرامشِ خود هستم و از تو نیز می‌خواهم، که آرامشت را بر هر چیز دیگری مقدم بدانی.

(۱۴۰۵/۰۵/۰۵)